ابن الكلبي
154
كتاب الأصنام ( تنكيس الأصنام )
گفتند : « عمرو » پسر « لحى » ، نخستين كس كه آيين : « بحيره » ، و « وصيله » ، و « سائبة » ، و « حامى » [ 80 ] نهاد ، و كيش « ابراهيم » را بگردانيد ( - دگرگون ساخت ) و عرب را به پرستش بتان خواند . پيامبر ( - صلى الله عليه و سلم - ) فرمود : « شبيهترين كس از فرزندان « عمرو » به او « قطن » پسر « عبد العزى » است . پس « قطن » ( از ميان حاضران ) بر جست ( - سراسيمه به پا خاست ) و گفت : « اى پيامبر خدا ! آيا شباهت به او ( - همانندى با او ) مرا زيانى دارد ؟ » فرمود : نه ، تو مسلمانى ، و او كافر ( بود ) . و نيز پيامبر ( - صلى الله عليه و سلم - ) فرمود : « و دجال به من نمايانده شد ، مردى يك چشم ( - اعور ) ، گندم گون ( - سياه چرده ) ، ژوليده موى كه شبيهترين كس از « بنى عمرو » به او « أكثم » پسر « عبد العزى » است . پس « أكثم » به پاى خاست و گفت : اى پيامبر خداى ! آيا همانندى من به او مرا زيان آورد ؟
--> [ 80 ] بحيره : شتر يا گوسفند مادهاى را گويند كه هر گاه ده شكم مىزاييد گوشش را مىشكافتند ، و او را رها مىكردند تا هر جا خود خواهد برود ، و بچرد . و چون مىمرد گوشتش را مردان مىخوردند و زنان را از خوردن آن باز مىداشتند . وصيله : ماده شترى را گويند كه دو شكم در پى يكديگر زايد و گوسفند يا بزي كه هفت شكم دو دو بچهء ماده در پى يكديگر آورد ، پس اگر در شكم هفتم يا هشتم بره يا بزغالهاى بزادى گفته مىشدى : « وصلت أخاها » . پس شيرش را نمىآشاميدند مگر مردان ، نه زنان . سائبة : ماده شترى كه بچگان بچگان خود را درك مىكرد ( يعنى : آنقدر مىزيست كه بچههاى او بچه آورند ) ، آنگاه او را آزاد مىكردند و سر به خود مىگذاشتند و بر او سوار نمىشدند . حامى : شتر نر را گويند كه ده شكم آبستن كرده باشد ، آنگاه آزادش مىساختند و سوارش نمىشدند و مو و پشم او را نمىچيدند و مىگذاشتند تا هر جا خواهد برود و هر چه را خواهد بجرد .